کوچینگ مستقیم و غیر دستوری

کوچینگ مستقیم و غیر دستوری

در طول ده سال گذشته، تعداد سازمان هایی که قصد داشتند فرهنگ بیزینس کوچینگ را بین اعضای سازمان پیاده سازی کنند، افزایش یافته است. ما به عنوان یکی از شرکت های برنده جایزه بیزینس کوچینگ، راهبردهای پیاده سازی فرهنگ کوچینگ را در بین سازمان‌ها ارائه می دهیم. قسمت جالب این راهبردها، منحصربفرد بودن هر یک از مراجعان است و اینکه ارزش کوچینگ را در حمایت از ابتکارات خاص راهبردی خود چگونه ارزیابی می کنند.

اگر شما هم قصد پیاده سازی فرهنگ بیزینس کوچینگ را در کسب و کار خود دارید، اولین گام، تصمیم گیری در خصوص نوع کوچینگ است که بایستی به اعضای سازمان آموزش داده شود.

کوچینگ مستقیم( دستوری)

شاید رایج ترین تعریف از کوچینگ، همان چیزی است که آن را “کوچینگ مستقیم” می‌نامیم. این نوع کوچینگ، برخاسته از نوعی فلسفه است: کوچ، یک متخصص در حوزه خود بوده و می‌تواند به مراجعان هر آنچه مورد نیازشان باشد، آموزش دهد. کوچ را گاهی اوقات، مِنتور نیز می‌نامند. رفتارهای کوچینگ مبتنی بر این رویکرد به گونه‌ای است که کوچ خودش به طور مستقیم و یا دستوری مسئله را برای فرد مقابل حل می‌کند. البته تعاریف بیشتری هم در مورد نسخه‌های پیشرفته‌تر این مفهوم وجود دارد مثل پرسیدن سوال برای کسب اطمینان از درک و تایید رفتارهای بهبود یافته.

این نوع کوچینگ، از مدت‌ها پیش در حال انجام بوده و در برخی شرایط خیلی خوب عمل کرده است به خصوص در مواقعی که مراجعان، تازه وظیفه‌ای را به عهده گرفته یا وارد بخش‌های جدیدی در سازمان‌ها شده‌اند.

محدودیتهای کوچینگ مستقیم

از جمله محدودیت‌های کوچینگ مستقیم، کاهش چشمگیر اثربخشی آن است. زیرا نیازهای مراجعان، از یادگیری مفاهیم اساسی برای تولید دانش، مهارت ها، هنجارها و یا عقایدشان درباره ادغام با سازمان، به سمت چگونگی انجام وظایف به صورت روزانه تغییر می کند.

ظهور فناوری و افزایش جهانی شدن آن، چشم‌اندازهای کسب و کار را تغییر داده و از این رو، یافتن کوچ‌های با کیفیت و یا منتورهای مجرب، چالش‌برانگیز شده است. به راه‌حل های جدید نیازداریم زیرا راه حل‌هایی که ممکن است قبلا خیلی ایده آل بوده باشند، دیگر چندان موفق و کارآمد نیستند.

کوچینگ غیر مستقیم(غیر دستوری)

فلسفه دوم کوچینگ، به کوچینگ غیر دستوری اشاره دارد. این مدل، بخش اصلی از توانمندی‌های هسته‌ای مطابق با تعاریف فدراسیون بین المللی کوچینگ  بوده و مهم‌ترین محرک برای فعالیت شرکت‌هایی است که به دنبال افزودن مهارت‌های کوچینگ و ادغام آن با فرهنگ سازمان خود هستند.

این نوع کوچینگ برخاسته از این رویکرد است که مراجعان تنها در صورتی می توانند سود بیشتری از کوچینگ ببرند که خودشان بتوانند مهارت ها، دانش و هنجارهای موجود را کشف کنند و آن ها را برای توسعه راه حل ها به کار گیرند. کوچ، با استفاده از این رویکرد به طور غیر مستقیم و با ایجاد شرایط آن گونه‌ عمل می‌کند که فرد مقابل خود بتواند مسئله را حل کند. هنر اصلی در رویکرد غیر مستقیم استفاده از سوالات و روش‌های ارتباطی غیر مستقیم برای ایجاد یادگیری و رشد فرد مقابل است.

مردم بیشتر دوست دارند در راه حل هایی سرمایه گذار یکنند که در آینده با آن‌ها مواجه هستند. چنانچه مسدولیت تصمیم‌گیری بیشتری در اختیار افراد قرار گیرد، بیشتر احساس اعتماد به نفس و خودکفایی خواهند کرد. ایده های جدید به طور مداوم از مغزها بیرون می‌زنند و عملکردهای عصبی، این تحقیقات جدید در خصوص کوچینگ را حمایت می‌کنند.

منشاء کوچینگ غیر مستقیم

منشاء این نوع کوچینگ به احتمال زیاد کوچ های ورزشی سطوح بالا بوده اند که اغلب با چالش کوچینگ فردی مواجه می شوند که توانایی بازی به شیوه‌های مختلف را داشته و یا توانایی بسیار بالاتری از یک کوچ بسیار مجرب دارد.

مثلا، یک بسکتبالیست بلند قد شش فوتی که حالا کوچ شده، چطور می‌تواند یک بسکتبالیست حرفه‌ای همچون “یائو مینگ” را که هفت فوت قد دارد، آموزش دهد؟ مینگ به معنای واقعی کلمه، بسیار حرفه ای است و تجربه متفاوت‌تری نسبت به کوچ‌ها دارد. او  مهارت‌هایی دارد که یک کوچ تاکنون تجربه نکرده است.

شما به عنوان یک کوچ، بایستی مثل مینگ کار کنید و بازی را به نحوی مشاهده نمایید که به سایرین کمک کند بتوانند بهترین کار را برای تیم خود و سایر اعضا انجام دهند.

منبع مقاله:

The Two Types of Business Coaching

اشتراک گذاری پست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *